ضرورت اعمال محدودیت های معقول با افزایش تعرفه ها
به گزارش جاویدانی، نایب رییس انجمن تولیدکنندگان اسباب بازی ایران اظهار داشت: اعمال محدودیت های معقول با افزایش تعرفه ها و ارزش گذاری دقیق تر بر کالاها مهم ترین راه برای رقابت جدی تولیدکنندگان داخلی با خارجی است.
خبرگزاری مهر؛
گروه فرهنگ و ادب - زینب رازدشت:
انجمن های صنفی اسباب بازی به عنوان نهادی متشکل از کنشگران این عرصه، نقش حیاتی در ساماندهی و پیشرفت این صنعت ایفا می کنند. این نهادها با نمایندگی از حقوق تولیدکنندگان و صادرکنندگان، در حوزه تدوین استانداردهای کیفی، تسهیل ارتباط با نهادهای دولتی مانند وزارت صمت و سازمان ملی استاندارد، و عرضه مشوق های صادراتی به فعالیت می پردازند.
از طرفی این انجمن ها با برگزاری نمایشگاه های تخصصی، دوره های آموزشی و ایجاد پلت فرم های تبادل دانش، بستری برای هم افزایی، معرفی محصولات نوآورانه و افزایش توان رقابتی بنگاه های عضو در مقابل محصولات خارجی فراهم می کنند.
صنعت اسباب بازی ایران با وجود پتانسیل های بالا، با چالش های گوناگونی روبرو است. هجوم گسترده اسباب بازیهای خارجی غالباً غیراستاندارد و قاچاق که با قیمت پایین تر بازار را اشباع کرده اند، بزرگ ترین تهدید برای تولیدکنندگان داخلی بحساب می آید. در این خصوص گفتگویی با حامد تأملی نایب رییس انجمن تولیدکنندگان اسباب بازی ایران انجام داده ایم.
* انجمن تولیدکنندگان اسباب بازی تا چه اندازه می تواند به کمک تولیدکنندگان این صنعت بیاید؟
این انجمن با تأکید بر فعالیتهای صنفی طراحی شده است تا نیازهای صنعت اسباب بازی، بخصوص تولیدکنندگان را شناسایی کند و بر طبق این اطلاعات برنامه ریزی کند. هدف اصلی این انجمن رفع موانع موجود و عرضه روشهایی برای توسعه کسب وکارهای در رابطه با صنعت اسباب بازی، بخصوص در حوزه تولید است. در عین حال، فعالیت انجمن لزوماً حمایتی نیست؛ بلکه تمرکز اصلی آن بر ایجاد هم افزایی میان تولیدکنندگان است تا خود بخش خصوصی بتواند نیازهای خودرا شناسایی کرده و بوسیله خرد جمعی راهکار هایی را پیشنهاد دهد.
این راه حل ها در ادامه به مسؤلان ذیربط و نهادهای مرتبط در عرصه اسباب بازی، مانند شورای نظارت بر اسباب بازی، وزارت صمت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری خردسالان و نوجوانان، سازمان تبلیغات و سایر نهادها عرضه می شود. هدف از این تلاش ها یافتن روش های مناسب برای توسعه صنعت اسباب بازی است.
در طول ۸ سال گذشته، انجمن موفقیتهای رشد کمی قابل توجهی داشته و توانسته جایگاه و اهمیت صنعت اسباب بازی را به صورت ملموس تری به مسؤلان نشان دهد. در دهه اخیر، بخصوص با توسعه ارتباطات رسانه ای، پیشرفت های جدی در این عرصه حاصل شده است.
یکی از فعالیتهای کلیدی انجمن، تعامل با رسانه ها برای تولید محتوای مناسب بوده تا آگاهی عمومی از اهمیت اسباب بازی را افزایش داده است. همین طور انجمن در برگزاری نمایشگاه ها و رویدادهایی مانند جشنواره ملی اسباب بازی نقش مؤثری بازی کرده است. این جشنواره از دور چهارم اجرا شروع شده و تا سال قبل دوره نهم آن برگزار گردید، در حالیکه سال جاری دوره دهم برگزار می شود.
* جشنواره ها همچون جشنواره ملی اسباب بازی تا چه اندازه می تواند مجالی برای معرفی تولیدکنندگان این عرصه باشد؟
این همکاری ها مجالی برای نمایش ظرفیتهای صنعت اسباب بازی و معرفی تولیدکنندگانی که در این حوزه فعال می باشند فراهم آورده است. هدف دیگر انجمن تاکید بر اهمیت اسباب بازی در عرصه های مختلف مانند روانشناسی، تربیتی و سلامت است تا نقش آنها در حوزه های متعدد روشن تر شود و تأثیر مثبت این صنعت به خوبی به مخاطبان منتقل شود.
یکی دیگر از فعالیتهای اصلی انجمن، برگزاری نمایشگاه تخصصی تویکس است که هر سال در خردادماه برگزار می گردد. این نمایشگاه بطورکامل تخصصی بوده و به اصطلاح فروش عمومی ندارد؛ بلکه به شکل B to B عمل می کند. تابحال چهار دوره از این نمایشگاه برگزار شده و ان شاالله در خردادماه سال آینده، دوره پنجم هم برگزار می شود. در این رویداد، تولیدکنندگان بطور تخصصی تلاش می کنند که با مخاطبان، فروشگاه ها و توزیع کنندگان فعال در این حوزه ارتباط برقرار کنند و محصولات جدید خودرا به بازار معرفی و عرضه کنند.
فعالیت های انجمن بیشتر در این عرصه ها تعریف می شود، بطوریکه هم در قسمت صنعت و تولیدکنندگان فعال است و هم در راستای مصرف کنندگان تلاش می کند. هدف انجمن ایجاد سلیقه ای مناسب می باشد که بتواند بسمت تولید و مصرف اسباب بازیهای ایرانی سوق داده شود.
* عمده ترین چالش هایی که تولیدکنندگان صنعت اسباب بازی دارند، چه مواردی است؟
یکی از اولین چالش های جدی در صنعت اسباب بازی اینست که این حوزه به صورتی دو وجهی بحساب می آید. از یک سو اسباب بازی به عنوان نخستین کالای فرهنگی که در اختیار کودک قرار می گیرد، بار فرهنگی و تربیتی قابل توجهی دارد و جنبه های محتوایی آن بسیار مهم هستند. از طرفی، اسباب بازی یک محصول اقتصادی و تجاری است که بیشتر در بستر بازار و اقتصاد فرهنگی مورد بررسی قرار می گیرد. مسئله اینجاست که هنوز تصمیم گیری روشنی انجام نشده که کدام وجه از این صنعت برای حاکمیت و دولت اهمیت بیشتری دارد. در بعضی موارد اسباب بازیها به عنوان کالای فرهنگی شناخته می شوند و در موقعیت های دیگر به مثابه یک کالای لوکس برای خانواده ها و خردسالان درنظر گرفته می شوند.
به نظر می رسد اصلی ترین چالش در تعریف جایگاه این صنعت نهفته است. نیاز است اسباب بازیها به عنوان کالای فرهنگی شناسایی شوند و همانطور که در بخشهایی مثل کتاب برای تقویت فرهنگ مطالعه سرمایه گذاری و تسهیلات عرضه می شود، اقدامات مشابهی برای توسعه سرانه مصرف اسباب بازی هم صورت گیرد.
افزایش مصرف اسباب بازی نه تنها می تواند تأثیرات مثبتی در رشد فرهنگی و تربیتی خردسالان داشته باشد، بلکه از منظر اقتصادی هم به نفع بخش خصوصی بوده و موجب تقویت پشتیبانی از تولید داخلی خواهد شد. ازاین رو نگرانی زیادی بابت گردش مالی این صنعت نباید وجود داشته باشد؛ چونکه پشتیبانی از بخش خصوصی در این مورد خود قدمی مثبت در راستای تقویت اقتصاد ملی است.
متأسفانه این باور در بین مسؤلان بطور کامل وجود ندارد که اسباب بازیها علاوه بر سرگرمی، می توانند حامل پیام های فرهنگی باشند. گرچه این مساله گاه در صحبت ها مطرح می شود، اما در عمل، رویکرد متفاوتی لحاظ می گردد. برای اسباب بازی ها، همان شرایطی درنظر گرفته می شود که برای خیلی از کالاهای عمومی یا حتی بدتر از آن اعمال می شود.
به عنوان مثال اسباب بازیهای تولید داخل که می توانند نقش فرهنگی داشته باشند، بازهم مشمول پرداخت ارزش افزوده هستند. این در شرایطی است که مصرف کننده امکان پرداخت این ارزش افزوده را به آن صورت ندارد، اما تولیدکننده مکلف به پرداخت آن بابت مواد اولیه و سایر هزینه های تولید است. اگر بتوان اسباب بازی را به عنوان یک کالای فرهنگی شناسایی کرد، تولیدات داخلی این حوزه می توانند از تسهیلات مالی و اقتصادی بیشتری بهره مند شوند، البته مشروط بر این که فقط تولیدات داخلی مشمول این حمایت ها باشند و واردات بی رویه محدود شود.
زمانی که بخواهیم اسباب بازیها را در رسانه ملی مانند تلویزیون تبلیغ نماییم، با آن مانند یک کالای تجاری عادی رفتار می شود. همان گونه که برای تبلیغ نوشابه یا محصولات مشابه اقدام می شود، برای اسباب بازی هم همین روند دنبال می شود، بدون درنظر گرفتن جنبه فرهنگی آن. در مورد کتاب، قوانین ویژه ای وجود دارد که موجب می شود حوزه تجاری برای آن ساده تر باشد؛ اما هیچ کدام از این امتیازات برای اسباب بازی قائل نیستیم.
* متأُفانه طی سالهای اخیر اسباب بازی هایی وارد کشور می شوند که استاندارد لازم را ندارند.
مسئله واردات هم یک چالش جدی است. در خیلی از بخش ها مانند لوازم خانگی یا خودرو، اگر محصولی مشابه در داخل کشور تولید شود، واردات آن ممنوع می شود. اما این قاعده در مورد اسباب بازیها رعایت نمی گردد. این در شرایطی است که این محصولات دارای بعد فرهنگی قوی هستند و خیلی از موارد وارداتی ممکنست با فرهنگ بومی ما هم خوانی نداشته باشند یا حتی اثرات مخربی بر باورها و سبک زندگی داشته باشند. حتی اگر نمونه مشابهی از این اسباب بازیها در داخل تولید شود، باز هم واردات آن ادامه پیدا می کند.
برای تقویت تولیدکننده داخلی و جذاب کردن فعالیت در عرصه طراحی اسباب بازی و غنی سازی محتوا نیاز است اقدامات جدی تری برای ساماندهی واردات صورت گیرد. حل این چالش می تواند یکی از قدمهای مهم برای تقویت فرهنگ سازی بوسیله محصولات داخلی باشد.
در سالهای اخیر رقابت با کالاهای خارجی، بخصوص کالاهای چینی، چالش جدی برای صنایع داخلی به وجود آورده است. سیاستی که میتوان در این مورد اتخاذ نمود، نه بستن کامل مرزها به روی واردات، بلکه اعمال محدودیت های معقول با افزایش تعرفه ها و ارزش گذاری دقیق تر بر کالاها است. این رویکرد می تواند شرایطی را فراهم آورد که قیمت اسباب بازیهای وارداتی در قیاس با تولیدات داخلی بالاتر باشد و تنها محصولاتی وارد شوند که یا مشابه داخلی ندارند یا بطور کامل بر مبنای نیازهای خردسالان و خلاهای بازار تعریف شده اند.
چنین سیاست هایی نه تنها سبب پشتیبانی از تولیدکنندگان داخلی می شود، بلکه از بسته شدن کارگاه ها، کارخانه ها و بیکاری کارگران این حوزه جلوگیری می کند. متاسفانه طی چند سال گذشته شاهد تعطیلی برخی واحدهای تولیدی بوده ایم که بخشی از آن ناشی از نبود مدیریت درست در حوزه کنترل واردات و قاچاق کالا بوده است.
یکی از مسایل پراهمیت دیگر، پدیده قاچاق اسباب بازی به کشور است که ضرر مضاعفی به تمام کنشگران این حوزه، شامل واردکنندگان و تولیدکنندگان، وارد می نماید. متاسفانه مبارزه با قاچاق در عرصه اسباب بازی در اولویت قرار ندارد؛ هرچند این کالاها جزو نیازهای فرهنگی و فکری مهمی هستند که مستقیماً با خردسالان و تربیت آنها در ارتباط دارد. درحالی که ممکنست برای واردات رسمی نظارت هایی روی محتوا و کیفیت اجرا شود، متاسفانه در مورد محصولات قاچاق چنین سازوکاری وجود ندارد. این نوع کالاها بدون درنظر گرفتن استانداردهای کیفی وارد کشور می شوند و مستقیماً سلامت جسمی و روانی خردسالان را تهدید می کنند. توجه جدی به این مساله همچون دغدغه هایی است که باید در اولویت سیاستگذاری ها قرار گیرد.
تولیدکنندگان اسباب بازی انتظار دارند مراجع تخصصی و نهادهای مرتبط، مانند انجمن های صنفی، نقش فعال تری ایفا کنند. این انجمن ها می توانند مطالبات صنف را به گوش دولت و نهادهای تصمیم گیر برسانند و تلاش کنند سیاستهای حمایتی مناسبی برای رشد صنعتی عرضه شود. برای مثال در بحث واردات، انجمن های مرتبط در سالهای اخیر همکاری هایی با شورای عالی انقلاب فرهنگی داشته اند تا محدودیت های منطقی برای واردات تدوین شود. هرچند ممنوعیت کامل واردات هدف اصلی آنها نیست، رویه مند کردن و برنامه ریزی مناسب برای کنترل واردات اهمیت ویژه ای دارد تا ضمن توسعه تولید داخلی، از وقوع انحصار مشابه صنعت خودرو هم جلوگیری شود.
نکته مهم اینست که عدم تمرکز مدیریتی در عرصه اسباب بازی یکی از موانع اصلی حل مشکلات این صنعت به حساب می آید. وجود نهادها و متولیان گوناگون سبب سردرگمی شده و از شکل گیری یک سیاست واحد و جامع جلوگیری کرده است؛ ازاین رو ضروریست تمهیداتی اندیشیده شود تا تمرکز بیشتری بر این حوزه صورت گیرد و نهادی توانمند بتواند به عنوان مرجع اصلی تصمیم گیری عمل کند.
* آیا شورای نظارت بر اسباب بازی توانسته قدری از این مشکلات را حل کند؟
یکی از مسایل کلیدی در عرصه اسباب بازی، نبود یک نهاد قدرتمند و متمرکز برای مدیریت، حمایت و نظارت بر این صنعت است. شورای نظارت بر اسباب بازی که وظیفه رسیدگی و نظارت بر این حوزه را برعهده دارد، نتوانسته به صورت مؤثری عمل کند. دلیل اصلی این ضعف، کمبود منابع مالی مناسب و نگاهی است که هنوز اهمیت استراتژیک این حوزه را به درستی درک نکرده و آنرا در سطحی پایین تر از سایر مسایل فرهنگی و اقتصادی قرار می دهد. هم اکنون، این شورا بیشتر بر محتوای فرهنگی اسباب بازیها متمرکز است، در حالیکه اهمیت اسباب بازی فقط به خردسالان محدود نمی شود و گروههای سنی دیگر، همچون نوجوانان و بزرگسالان، هم از آن بهره مند می شوند.
متأسفانه بخش صنعتی این حوزه تحت نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) است که نگاهی بطورکامل تجاری دارد و نگاه فرهنگی به این مساله ندارد. این عدم هم راستایی بین دستگاهها سبب شده که مسئولیت ها چندپارچه شود و هیچ نهاد مشخصی بطور جامع توانایی رسیدگی به آنرا نداشته باشد.
به عنوان مثال، واردات اسباب بازی نیازمند تعامل با وزارت اقتصاد و گمرکات است. طراحی و تولید در این عرصه نیازمند مجوز از شورای نظارت است. اما مواردی چون ثبت حقوق مالکیت معنوی یا علایم تجاری هنوز بطور دقیق تعریف نشده اند. همین کمبودها و سازوکارهای ناقص سبب شده تا تولیدکنندگان داخلی تمایلی به ثبت محصولات خود در سیستم های مربوطه نداشته باشند یا از تسهیلات موجود بهره برداری کافی نکنند.
تجربه نشان داده که هر صنعتی برای رشد نیاز به راهکارهای اختصاصی دارد؛ بخصوص در صنایع فرهنگی مانند صنعت اسباب بازی که تلفیقی از جنبه های محتوا، ساختار، تجارت و نوآوری است. انجمن های فعال در این عرصه تابحال تلاش هایی انجام داده اند؛ همچون عرضه برنامه های دو ساله و پنج ساله به شورای نظارت با هدف تنظیم گری بهتر در بحث واردات، تولید، قاچاق و مالکیت معنوی. اما نبود نهادی واحد که بتواند هماهنگی لازم را به وجود بیاورد، بازهم مسئله اصلی است.
با وجود تمام چالش ها، در طول هشت سال گذشته تلاش هایی بهادار برای رشد این صنعت انجام شده است. بازیهای فکری و اسباب بازی به حوزه آموزش و پرورش راه پیدا کرده اند، هرچند که استقبال جدی و سیستماتیکی از جانب این نهاد انجام نشده است. موانعی چون ممنوعیت واردات برخی محصولات یا نبود زیرساخت مناسب سبب شده تا اسباب بازیها نتوانند جایگاه حقیقی خودرا در مدارس پیدا کنند.
برای تکمیل شبکه ارزش این صنعت از طراحی تا تولید، توزیع و ترویج پیشنهادهایی مطرح شده که اگر عملیاتی شوند، میتوان امید داشت که محصولات طراحی شده ایرانی نه تنها بازار داخلی را تصاحب کنند، بلکه قابلیت رقابت در سطح منطقه ای و بین المللی را هم داشته باشند. تنها راه دستیافتن به این هدف، ایجاد یک سازوکار قدرتمند برای رسیدگی به نیازها و چالش های اختصاصی این حوزه است تا بتواند آنرا به یک صنعت پویا و اثرگذار تبدیل کند.
این جشنواره از دور چهارم اجرا شروع شده و تا سال قبل دوره نهم آن برگزار گردید، در حالی که سالجاری دوره دهم برگزار می گردد. تاکنون چهار دوره از این نمایشگاه برگزار شده و ان شاالله در خردادماه سال آینده، دوره پنجم هم برگزار می گردد. این در شرایطیست که مصرف کننده امکان پرداخت این ارزش افزوده را به آن صورت ندارد، اما تولیدکننده ملزم به پرداخت آن بابت مواد اولیه و سایر هزینه های تولید است.
منبع: javidani.ir
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب