سلمان كدیور با جاویدانی مطرح كرد؛

نگاه انقلابی را با نگاه ایدئولوژی زده خلط نکنید

نگاه انقلابی را با نگاه ایدئولوژی زده خلط نکنید

کدیور اظهار داشت: نگاه انقلابی در نهادهای حاکمیتی معنای ایدئولوژیک زده می دهد و این نگاه عامل اصلی ضعف فرهنگ در این سال ها بوده است. حاکمیت باید دست از سر فرهنگ بردارد تا بازسازی انقلابی رخ دهد.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و اندیشه: رهبر معظم انقلاب در دیدار روز ششم شهریور (۱۴۰۰) خود با هیأت دولت جدید نکات بسیار مهمی را در زمینه فرهنگی مطرح نمودند و بعضی از لزوم های ایجابی را بعنوان نقشه راه فرهنگی دولت جدید برشمردند. دقت در این بیانات نشان داده است که وضعیت پیشین فرهنگی مطلوب رهبری نبوده است و ایشان به آن نقد دارند. رهبری در بخشی از سخنان خود در این دیدار فرمودند: «در مساله فرهنگ و رسانه، به گمان بنده، ساختار فرهنگی کشور احتیاج به یک بازسازی انقلابی دارد. ما مشکل داریم در ساختار فرهنگی کشور؛ و یک حرکت انقلابی لازم است. البتّه «حرکت انقلابی» یعنی خردمندانه و عاقلانه. معنای «انقلابی بودن» بی هوا حرکت کردن و بی حساب حرکت کردن نیست. [حرکت] انقلابی باید باشد، بنیانی باید حرکت بشود، در عین حال برخاسته از اندیشه و حکمت باشد. فرهنگ واقعاً زیربنا است؛ بسیاری از این خطاهایی که ما در بخش های مختلف انجام می دهیم، ناشی از فرهنگ حاکم بر ذهن ما است. اگر ما اسراف داریم، اگر ما تقلید کورکورانه داریم، اگر ما سبک زندگی غلط داریم، اینها ناشی از مشکلات فرهنگی است؛ فرهنگِ حاکم بر ذهن هاست که در عمل، این مشکلات را به وجود می آورد. زندگی های تقلیدی، زندگی های تجمّلاتی و اشرافی گری، غالباً منشأ و ریشه فرهنگی دارد. در واقع نرم افزار این حوادث، فرهنگ کشور و فرهنگ حاکم غلط و انحرافی است که بر بعضی ذهن ها مسلّط است.»
ایشان همینطور به لزوم تحول در صنایع فرهنگی هم بدین شرح اشاره کردند: «ابزارهای فرهنگی از [قبیل] سینما و هنر و رسانه های صوتی و تصویری و امثال اینها را بایستی شکوفا کنید؛ مطبوعات و کتاب و امثال اینها ابزارهای فرهنگی هستند، باید به معنای واقعی کلمه اینها شکوفا بشوند. خب امروز بحمداللّه یک لشکر عظیمی از جوان های علاقمند به مسائل فرهنگی مشغول کارند، وجود دارند و تلاش و کار می کنند.» در کلام رهبری واژه انقلاب با قید خردمندانه و عاقلانه همراه شده است. رهبری فرمودند که انقلابی بودن به معنای بی حساب و کتاب کار کردن نیست و این بازسازی باید بنیادی و بنیانی باشد. ازاین رو این قیدها طرز تلقی رایج از انقلاب را نفی و طرد می کند. در تفسیر این سخن با سلمان کدیور به گفتگو نشستیم. کدیور، نویسنده، منتقد و فعال فرهنگی است.
طرز تلقی رایج از انقلاب، پاسخگوی عرصه فرهنگ نیست
کدیور با انتقاد از دیدگاه های رایج در کشور در مساله حرکت انقلابی در عرصه فرهنگ اظهار داشت: نکته اول در همین واژه انقلاب نهفته است. طرز تلقی رایج در عرصه فرهنگ این است که نگاه انقلابی هم سرعت و هم قدرت و هم واژگونی را دربر دارد. در مسائل فرهنگی این نوع نگاه جواب نمی دهد، چون که از جنس فرهنگ نیست. فرهنگ از مقولات نرم بشمار می رود و آرام آرام و به صورت تدریجی شکل می گیرد.
وی اضافه کرد: شاید چند سده طول بکشد تا رسوم فرهنگی و مقولاتی که بنیان های نرم جامعه روی آنها قرار دارد، تشکیل شده و بدل به عرف و یک امر مسلط فرهنگی شود. ازاین رو اگر با تعریف رایج وارد عرصه فرهنگ شویم نتیجه آن شکست است و عاقبت خوبی به دنبال ندارد.
وی افزود: یکی از دلایلی که سبب شد تا وضعیت فرهنگی ما در چند دهه گذشته راه زوال را طی کند، اتفاقاً همین نگاه انقلابی به معنای نگاه ایدئولوژی زده به عرصه فرهنگ است. نگاه ایدئولوژی زده به مساله فرهنگ دست به گزینش یکسری از فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها می زند، چون که از زاویه ایدئولوژی سیاسی به جامعه نگاه می کند. یعنی به علت همین نوع نگاه فرهنگ امری گزینشی برای ایدئولوژی زده هاست. همانطور که گفتم نهادینه شدن یکسری از مسائل صدها سال طول کشیده است. ما هم عادات فرهنگی مثبت و سنت های خوب و هم عادات فرهنگی منفی داریم. نگاه انقلابی ایدئولوژی زده گزینش خویش را معیار قرار داده و یکسری از این مسائل را تقویت کرده و درصدد حذف برخی دیگر برمی آید و همین کار عامل بحران فرهنگی جامعه ماست.
نگاه انقلابی را با نگاه ایدئولوژی زده خلط نکنید
نویسنده کتاب «پس از بیست سال» در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به این نکته که در کشور ما نگاه انقلابی غلط تعریف شده است، اظهار داشت: همانطور که اشاره کردم این نگاه را به نگاه ایدئولوژیک تعبیر کرده اند که غلط است. به صورت کل به حوزه فرهنگ نمی توان این نوع نگاه را داشت و نمی توان به صورتی سریع، فوری و انقلابی مسیر فرهنگ را تغییر داد.
یکی از دلایلی که سبب شد تا وضعیت فرهنگی ما در چند دهه گذشته راه زوال را طی کند، نگاه انقلابی به معنای نگاه ایدئولوژیک به عرصه فرهنگ است کدیور در ادامه با ذکر یک مثال به تبیین اشتباه بودن نگاه رایج در عرصه فرهنگ پرداخت: همسایه شمالی ما یعنی جمهوریی آذربایجان که این روزها هم برای ما شاخ و شانه می کشد، همیشه جزئی از خاک ایران بود، اما در یکی دو قرن گذشته آنرا از ایران جدا کردند. وقتی این منطقه ذیل روسیه رفت، دستگاههای تبلیغاتی آنها کار روی اذهان عمومی مردم را آغاز کردند و یک فرهنگ به معنای واقعی کلمه جعلی را برای آن سرزمین ساختند که تا زمان سقوط رژیم شوروی این فرهنگ تداوم داشت. وقتی آذربایجان استقلال پیدا کرد و بعنوان کشوری مستقل از شوروی جدا شد، با کمک ترک ها مسائل فرهنگی در این کشور ضریب بسیار قدرتمندی به خود گرفت و الان کار به جایی رسیده که خیلی از مردم این کشور باور ندارند که در گذشته کشورشان جزئی از خاک ایران بوده و بعد جدا شده است. آنها به این باور دارند که همیشه کشوری مستقل بوده اند که تکه ای از خاکشان در ایران جا مانده است. به باور آنها جنگ های میان ایران و روسیه رخ داد و این سبب شد تا کشورشان یعنی آذربایجان دو تکه شود.
این فعال فرهنگی افزود: این تغییر فرهنگ در عرض یک قرن رخ داده است. حالا که این نزاع سیاسی میان ما و آنها رخ داده، ما بدون این که پیش زمینه های فرهنگی این رخداد را در نظر بگیریم، به سرعت در مرز مانور نظامی برگزار می نماییم. حرف من این نیست که مانور نظامی بد است، این در جای خود نیاز است، اما جنس اتفاقی که در آذربایجان رخ داده، فرهنگی بوده است و ما در یک قرن گذشته آنجا را رها کرده بودیم. اما ناگهان باردیگر به فکر این سرزمین افتاده ایم و می خواهیم کنشگر باشیم که راه آنرا هم بلد نیستیم. ازاین رو نگاه انقلابی در عرصه فرهنگ با تعریف انقلاب به منزله یک ایدئولوژی سیاسی، پاسخگوی مشکلات فعلی نیست.
دستکاری حاکمیت در فرهنگ اجتماعی آفت است
سلمان کدیور در بخش دیگری از سخنان خود به یک صدمه جدی دیگر در عرصه فرهنگ اشاره نمود و اظهار داشت: اگر از من بپرسند که چه راهکاری انقلابی را برای بازسازی حوزه فرهنگ پیشنهاد می دهی تا فرهنگ در جای درست خود قرار بگیرد و از صدمه ها کم شود، خواهم اظهار داشت که راهکار این است که حاکمیت به مفهوم قدرت سیاسی دست خویش را از سر فرهنگ بردارد. حاکمیت نباید بدون این که طرجی و برنامه ای داشته باشد با نگاه ایدئولوژیک خود دائم به عرصه فرهنگ را دستکاری کند.
حتی صفحات مسیح علینژاد در شبکه های اجتماعی هم می تواند تمام دم و دستگاههای فرهنگی کشور را بهم بریزد وی افزود: ازاین رو اولین کار انقلابی است که دولت آفت عرصه فرهنگ را رفع کند و آفت اول دستکاری حکومت در فرهنگ اجتماعی مردم است. به هر حال حکومت باید همه فرهنگ ها و همه آداب و سنن را ولو این که مخالف با نگاه ایدئولوژیک خودش باشد، در جامعه به رسمیت بشناسد. وقتی شما حوزه فرهنگ را دستکاری کرده و یکی را تقویت و دیگری را تضعیف می کنید، راه به جایی نخواهید برد.
فرهنگ نفتی خطرناک است
کدیور بخش دیگری از سخنان خویش را به بحث درباره تعدد نهادهای فرهنگی در ساختار حاکمیت اختصاص داد و اشاره کرد: در جمهوری اسلامی چند نهاد فرهنگی موازی وجود دارد که هرکدام ساز خویش را می زنند. سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مراکزی که هیچکس نمی داند که زیر نظر چه کسی هستند، در ساختار ما وجود دارند. مراکز سینمایی گوناگونی هم داریم که با پول نفت اداره می گردند. نهادها، روزنامه ها، خبرگزاری ها و سایت های گوناگونی در کشور متولی امور فرهنگی هستند. بررسی کنید که میزان خروجی آنها چقدر بوده و تا چه میزان توانسته اند موثر باشند؟ فرهنگ با پول نفت و رانت تولید نمی گردد.
این منتقد فرهنگی در ادامه ضمن انتقاد از پروژه های سفارشی اظهار داشت: پول نفت را به بعضی از موسسه ها تزریق کرده و به آنها می گویند که تولید فرهنگی برای کشور انجام دهید. آن موسسه هم چون هیچ هزینه ای نکرده و دستمزدش هم نقد است، تلاشی برای تولید محتوا نمی نماید. به علت همین انحصار شاهد می باشیم که از این همه سازمان عریض و طویل و روزنامه و نشریه و… کارهای نازل خارج می شود. عرصه فرهنگ همان راهی را طی کرد که صنعت خودروسازی کشور رفت. در این دو حوزه صرفا عده خاصی حاشیه امن دارند.
نگاه ایدئولوژی زده به مساله فرهنگ دست به گزینش یکسری از فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها می زند، چون که از زاویه ایدئولوژی سیاسی به جامعه نگاه می کند کدیور اظهار داشت: چندی قبل گروهی از دوستان برای تولید آثاری فرهنگی من را طرف مشورت قرار دادند و با افتخار گفتند که ما می توانیم کلیپ های تولیدی مان را در تلویزیون پخش نماییم. پاسخ دادم که اتفاقاً همین رانت شما سبب می شود که کارتان موفق نباشد. چرا مابقی گروههای فرهنگی با عقایدی متفاوت از نگاه ایدئولوژی شما فرصت استفاده از رسانه ملی را ندارند اما شما که هنوز کارها را تولید نکرده اید با قاطعیت می گویید که آنتن را در بهترین ساعت می توانید داشته باشید.
این منتقد ضمن اشاره به این نکته که وجود رانت هر حوزه ای را با اضمحلال مواجه خواهد کرد، افزود: آن دوستان به من گفتند که چون بهترین ساعت پخش را می توانند در اختیار داشته باشند، طرحی به آنها بدهم که موفق شود. من پاسخ دادم که هر طرحی بدهم شکست خواهد خورد، چون که آنها بدون هیچ تولیدی تضمین مخاطب و آنتن رانتی را گرفته اند. حتی به آنها گفتم که ساعات همین جلسه با من را هم دارند حساب می کنند و حق جلسه می گیرند و این قابل انکار نیست. آنها در رقابت با سایر جریان های فرهنگی نیستند. صرفا قدرت سیاسی برای شان یک محیط ایزوله فاهم کرده است. سایر گروه ها اگر تلاش بسیار کنند تنها می توانند آثارشان را روی صفحه اینستاگرامشان منتشر کنند. در صورتیکه حتی امکان دارد کار فرهنگی و نوع نگاه این گروه ها باب طبع مردم باشد. اما آن دوستان من چون رانت دارند و به ابزار قدرت و ایدئولوژی سیاسی متصلند خیلی راحت می گویند که ۸۰ میلیون مخاطب دارند. این کارها هیچ فایده ای دربر نداشته و هیچ تاثیری در جامعه نخواهد گذاشت.
فقه هم باید دست از سر فرهنگ بردارد
کدیور در بخش دیگری از سخنان خود راهکار دیگری برای بازسازی انقلابی عرصه فرهنگ را به این شرح عرضه داد: همانطور که گفتم کار انقلابی این است که حکومت دست از سر فرهنگ بردارد و دست بکشد از تقویت صرفا بعضی از گروه ها و برخی افکار. نکته دیگرم هرچند که شاید تند باشد اما لزوم دارد. به نظر من حتی نباید اینقدر سایه فقه هم بالای سر فرهنگ باشد. فرهنگ امری دستوری نیست که هرچه به جامعه دستور بدهیم و آنها هم اطاعت کنند. شکل گیری بسترهای فرهنگی بعد از گذشت صدها سال بوده است، اما حال چون حکومت دینی به دست آمده برخی احساس می کنند که باید از منظر شرعی وارد عرصه فرهنگ شوند و برخی چیزها را حلال و برخی را حرام کنند تا عرصه فرهنگ درست شود. از این کارها هم باید پرهیز شود.
پول نفت را به بعضی از موسسه ها تزریق کرده و به آنها می گویند که تولید فرهنگی برای کشور انجام دهید. آن موسسه هم چون هیچ هزینه ای نکرده و دستمزدش هم نقد است، تلاشی برای تولید محتوا نمی کند وی ادامه داد: این حرف را نباید به مفهوم ترویج فرهنگ اباحه و کار حرام دانست. منظورم این است که اگر کژی و زشتی در فرهنگ وجود دارد، ابزار اصلاح آن دستور دادن و «بکن» و «نکن» صفر و صدی فقه نیست. اگر احساس می شود که فعل قبیحی در جامعه رواج پیدا کرده و مردم نباید آنرا انجام دهند، باید حداقل یک دهم یا نصف تعداد سالی که بستر بروز و ظهور آن فعل بوده، فرهنگسازی و محتوا تولید شود تا بتوان جامعه را اقناع کرد. تازه این محتوا باید در معرض انتخاب مردم قرار نگیرد نه این که آنها مجبور شوند.
تحکم و اجبار در عرصه فرهنگ محکوم به شکست است
کدیور در بخش دیگری از سخنان خود تحکم و اجبار در عرصه فرهنگ را محکوم به شکست خواند و اظهار داشت: تنها راه انتخاب است و حکومت باید اجازه انتخاب را به مردم بدهد. ارزش مقوله های فرهنگی به انتخاب مردم است. متاسفانه نگاه رایج در چند دهه گذشته «اجبار» بوده و بر همین مبنا هم انبوه نهادهای فرهنگی نفتی که فعالیت شان موازی است، تشکیل شده اند. این نهادها ضد فرهنگ هستند و اختلال ایجاد می کنند. همه این نهادها جزیره هایی مستقل هستند که کار خویش را می کنند و خیال همه هم از بودجه و پول جمع است و نیازی نمی بینند تا خویش را در معرض رقابت با سایر نگاه ها و سلایق فرهنگی ثرار دهند.
وی ضمن اشاره به این نکته با وجود چنین ساختاری تغییر مدیران دردی را دوا نخواهد کرد افزود: وقتی این ساختارها و این نگاه گزینشی وجود دارد و بسترهای فرهنگی در وضعیت فعلی است، شما اگر بهترین نگاه فرهنگی را داشته باشید و بهترین مدیر را هم در مصدر امور بگذارید هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. من همیشه با تعبیرهای فرهنگ ارزشی، فرهنگ انقلابی و… مخالف بوده ام، چون که مدام از ارزش تعبیر ایدئولوژیک می شود. وقتی حکومت به فرهنگ و یا ارزشی ضریب می دهد، امکان دارد مابقی مردم آنرا قبول نداشته باشند و آن ارزش محلی از اعراب نداشته باشد.
کدیور افزود: همانطور که اشاره کردم ده ها موسسه، سایت، نشریه، رسانه و… با میلیاردها بودجه از بیت المال مشغول به فعالیت هستند، اما هرگاه یک اتفاق یا یک مساله سیاسی رخ می دهد هیچکدام از اینها توان اقناع مردم را ندارند. آنها نه تنها از اقناع عمومی عاجزند که توانایی اقناع وفاداران به خویش را هم ندارند و حتی نمی توانند وفاداران جمهوری اسلامی را هم اقناع کنند. رسانه های نفتی ایران چقدر بودجه و چه تعداد پرسنل دارند؟ بودجه و امکانات و نیروهی انسانی شان ده ها برابر bbc و ایران اینترنشناس و… است اما حتی در بحران های ساده و سوالات ملی نمی توانند به مردم جواب دهند. شبکه های فارسی زبان خارجی که جای خود، حتی صفحات مسیح علینژاد در شبکه های اجتماعی هم می تواند تمام دم و دستگاههای فرهنگی کشور را بهم بریزد. مسیح علینژاد یک کلیپی در صفحه خود منتشر می کند که اگر تمام رسانه های ایران با بودجه های میلیاردی شان هم بسیج شوند نمی توانند پاسخ او را بدهند.
این منتقد فرهنگی در انتها اظهار داشت: چرا این اتفاق رخ داده؟ چون در چهار دهه گذشته به فرهنگ از دریچه ایدئولوژی سیاسی نگاه شده است. این نگاه با خط کشی های غلط مثلا ارزشی و بی ارزش، ولایتمدار و غیرولایتمدار و… گروههای مختلفی از مردم را طرد و حذف و از قطار جمهوری اسلامی پیاده کرده است. حالا اقلیتی مانده اند و چون همین اقلیت دور نهادها را گرفته اند، آنها نمی توانند گستره مردمی را ببینند و فکر می کنند که در اکثریت هستند در صورتیکه واقعاً در اقلیت محض قرار دارند. آنها به مدد قدرت و رانت گمان دارند که ابزارها دست شان است و بنابراین از حقیقت به دورند. ختم کلام این که اگر قدرت و حاکمیت یا استیت سیاسی با این نگاهش می خواهد کار فرهنگی کند، بهترین راه این است که دست از سر فرهنگ بردارد.


منبع:

1400/07/20
10:46:33
0.0 / 5
28
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۲
جاویدانی